رزم آرا

سپهبد رز م آرا

 

 

بی شک نام سپهبد حاجیعلی رزم آرا برای تمام معمرین و میانسالان لرستان آشنا (و شاید هم خوفناک) است. به هر حال معرفی این مرد خبر ساز در تاریخ لرستان،غرب کشورو ایران خالی از لطف نیست.

«حاجیعلی رزم آرا فرزند سرهنگ محمدخان رزم آرا به سال 1280 در تهران به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه، دوره ی افسری را در دانشگاه سن سیر فرانسه گذراند؛ ما حصل این دوران فراگیری زبانهای انگلیسی و فرانسه نیز بود ضمناً وی جزء اولین تحصیل کرده های ارتش ایران نیز به شمار می رود.

پس از پایان تحصیلات با درجه ی ستوان دومی در ارتش مشغول به کار شد و طولی نکشید که پله های ترقی را یکی یکی (شاید چندتا چندتا) پیمود یکی از این پله ها لرستان بود، لرستانی که در آن سالها (مقارن با حکومت پهلوی اول) به پادگانی نظامی مبدل شده بود: جنگ، توپ، حتی هواپیما ..... امیراحمدی، خزاعی و ... با کشتار و اعدام عشایر تا حدودی خیال رضا خان پهلوی را از این بابت آسوده کرده بودند، اما باز هم لرستان ناآرام بود و زمزمه های از طغیان عشایر به گوش می رسید، لذا چاره کار در خلع سلاح کامل عشایر لرستان دیده می شود. و بهترین گزینه برای این مأموریت خطیر کسی نبود جز سرهنگ رزم آرا. بدین ترتیب سال 1312 رزم آرا که در آن زمان فرمانده تیپ کردستان بود، دیگر بار به لرستان لشگر می کشد.

آن سالها را بیشتر معمرین امروز لرستان به خاطر دارند برخی حتی رزم آرا را از نزدیک دیده اند، پیرمردی خاطراتی از رزم آرا را برای نگارنده نقل می کرد و مشخصات ظاهری وی را اینگونه توصیف می کرد:«مردی بلند قد لاغر اندام و با صورتی آبله ای » بعدها وقتی عکسهای رزم آرا را در کتب تاریخی دیدیدم دانستم توصیفات این پیرمرد سفید موی تا چه اندازه در  غبار این سالیان دراز دقیق مانده است.

رزم آرا با تمام مشکلات موفق با خلع سلاح لرستان می گردد، و این امر به منزله ی تیر خلاصی بر باقیمانده ی مقاومت عشایر در برابر ستم رضاخانی بود.

در کنار وظایف نظامی رزم آرا به تحقیق و تألیف نیز علاقه نشان می دهد، کتابش در زمینه ی جغرافیای نظامی لرستان هنوز هم از منابع با ارزش در این زمینه است. در سال 1318 رزم آرا رئیس دایره جغرافیای ارتش می گردد.

رزم آرا پس از حوادث شهریور 1320 به درجه سرلشگری می رسد، و مقدمات نخست وزیری خود را آماده می نماید و بالاخره بدین مهم دست می یابد، ولی به دلیل ایستادگی در برابر خواست عمومی مردم در زمینه ی ملی شدن صنعت نفت مورد هجوم جبهه های ملی و مذهبی به رهبری مرحوم مصدق و آیت اله کاشانی قرار می گیرد تا جایی که وی از طرف آیت اله کاشانی مهدور الدّم اعلام می گردد.

و عاقبت در همان سال توسط مرحوم خلیل طهماسبی از اعضای مجاهدین اسلام به قتل می رسد. و مصداق قول معروف

«الدّنیا دار المکافات»Ali_razmara.jpg

سپهبد حاجی علی رزم‌آرا نخست‌وزیر ایران در سال ۱۳۲۹.

فهرست مندرجات [نهفتن]

[] آغاز زندگی و جوانی

حاجی علی رزم‌آرا در ۱۲۸۰ (۱۳۱۸)، شب عید قربان در تهران به دنیا آمد. به همین دلیل "حاجی" را به نام او افزودند.

پس از تحصیلات مقدماتی وارد مدرسه نظام شد و بعد به خدمت بریگاد مرکزی درآمد. در عملیاتی در شمال برای مقابله با جنگلی‌ها (طرفداران میرزا کوچک‌خان جنگلی) و در آذربایجان در سرکوب اسمعیل آقا شکاک (سمیتقو) شرکت موثر داشت. حاج علی رزم آرا که بعدها به نام سپهبد رزم آرا در تاریخ سیاسی ایران شهرت یافت، در عید قربان سال 1280 در تهران تولد یافت. پدرش از افسران تحصیلکرده قزاقخانه بود از این رو فرزندش را برای تحصیلات ابتدا به مکتب خانه و سپس به مدارس الیانس، اقدسیه و دارالفنون فرستاد علی در هفده سالگی وارد مدرسه نظام مشیر الدوله شد و در 1299 درجه ستوان دومی گرفت. پس از احراز درجه افسری در اثر اقداماتی که کرده بود به درجه سلطانی ارتقا مقام یافت و در سال 1302 همراه با افسران جوان به منظور فراگیری فنون نظامی، عازم فرانسه شد.

[] تحصیل در فرانسه

در ۱۳۰۲ رزم‌آرا همراه با چند افسر دیگر برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام شد. تحصیلات نظامی را در دانشگاه نظامی سن سیر انجام داد و پس از دو سال به ایران بازگشت.

سپس برای مقابله با عشایر به لرستان اعزام شد. وی که وارد رشته پیاده نظام شده بود، از دانشکده سن سیر فارغ التحصیل شد و پس از بازگشت به ایران ضمن تصدی فرماندهی گردان به درجه سرگردی ارتقا یافت. اقدامات او در منصب فرماندهی فوج کرمانشاه آنقدر چشمگیر بود که در سال 1311 با حفظ سمت به کفالت فرماندهی تیپ لرستان نیز منصوب شد و سال بعد با اخذ درجه سرهنگی به پاکسازی منطقه مزبوراز اشرار پرداخت. طی سال 1314 به تهران انتقال یافت و در دایره جغرافیایی ارتش جای گرفت.

[] ازدواج

با انورالملوک هدایت ، خواهر صادق هدایت، ازدواج کرد.

در ۱۳۰۸ مامور عملیات نظامی در لرستان و کوچ دادن طایفه‌های یاغی بود. تا ۱۳۱۴ در لرستان بود.

پس از انتقال به تهران او را مأمور تشکیل دایره جغرافیایی ارتش کردند. چند ماه بعد مامور شد معاونت دروس دانشگاه جنگ راعهده‌دار شود. در پایان سال ۱۳۱۷، پس از ۶ سال خدمت با درجه سرهنگی، به رتبه سرتیپی ارتقا یافت و به عضویت شورای عالی جنگ، برگزیده شد.

در شهریور ۱۳۲۰، که نیروهای متفقین به ایران حمله کردند، او در شورای عالی جنگ در حضور رضاشاه ترک مخاصمه را توصیه کرد.

پس از فروپاشی ارتش، در مهر ۱۳۲۰ به فرماندهی لشکر یک در تهران برگزیده شد و آن را دوباره سازمان داد.

[] پیشروی به آذربایجان

وقتی احمد قوام (قوام السلطنه) در میان تحولات سیاسی و تهدیدی جدّی که متوجه آذربایجان بود، بر سر کار آمد رزم‌آرا به ریاست ستاد ارتش منصوب شد. ارتش را برای پیشروی در آذربایجان و کردستان آماده ساخت. پس از خروج نیروهای شوروی و فرار مقامات فرقه دموکرات آذربایجان، نیروهای ارتش در آذربایجان و کردستان مستقر شدند. رزم‌آرا در فروردین ۱۳۲۷ سپهبد شد. هنگامی که سپهبد ژاندر فرانسوی دانشگاه جنگ را در ایران بنیان نهاد علی رزم آرا به معاونت وی منصوب شد و به درجه استادی رسید. وی که تاکتیک، نقشه خوانی و جغرافیای نظامی تدریس می‌کرد طی سال 1318 پس از نوزده سال خدمت به درجه سرتیپی گرفت و به عضویت شورای عالی نظام برگزیده شد. اما هیچگاه نتوانست پست حساسی در ارتش عهده دار شود، علت آن نیز وجود پرونده‌ای در دادسرای ارتش بود که رزم آرا را متهم به عدم اجرای حکم اعدام یکی از اشرار می‌کرد. شهریور 1320 با حمله متفقین، شورای عالی جنگ طرح استخدام سربازان پیمانی را تصویب کرد اما رزم آرا از امضا آن خودداری کرد. با خروج رضا شاه یاران پیر او نیز بازنشته شدند و زمینه رشد افسران جوان ایجاد شد. رزم آرا نیز به جای سرلشکر بوذرجمهری به فرماندهی لشکر اول مرکز برگزیده شد و سپس به ریاست لشکر آمادگاه تعلیماتی ارتش رسید. در سال 1322 که متفقین عده زیادی از رجال ارتش را به جرم تمایلات فاشیستی بازداشت کردند، وی به ریاست ستاد ارتش برگزیده شد. با افزایش محبوبیت او، فرماندهی دانشکده افسری و دفتر نظامی شاه نیز به او واگذار شد. در سال 1323 به درجه سرلشکری رسید، بنابراین مجددا به ریاست ستاد ارتش بازگشت. این فرصتی بود تا روزنامه نگاران دوست رزم آرا زمینه حذف مخالفین او را فراهم آورند.[نیازمند منبع] انتشار جزوات شرح حال تیمساران منبعث از اطلاعاتی بود که او در اختیار آنان می گذاشت تا افراد موثر ارتش را متزلزل کند و مشاغل حساس را در اختیار دوستان خود قرار دهد. اما چهارده ماه بعد سرلشکر ارفع جایگزین او شد و در 44 سالگی با بازنشستگی اجباری او را از گردونه خارج کرد. بنابراین رزم آرا برای بازگشت به قدرت ناچار شد با کمک مظفر فیروز ورهبران حزب توده، به قوام السلطنه نزدیک شود. با پادرمیانی قوام وی را برای سومین بار به ریاست ستاد ارتش منصوب کردند و با همکاری این دو موضوع آذربایجان، نهضت جنوب و استقلال کردستان حل شد. این موفقیت ها نظر شاه را جلب کرد و با همکاری اشرف پهلوی، موفق شد نقشه او برای تضعیف قوام را به اجرا گذارد. پهلوی دوم به رزم ارا وعده نخست وزیری داد مشروط بر آن که دولت را تضعیف کند. سرانجام قوام ساقط شد اما حکیم الملک و سپس عبدالحسین هژیر به نخست وزیری رسیدند تا صمیمیت سابق میان رزم ارا و شاه کمرنگ شد. شاه برای جلب رضایت مجدد وی در فروردین 1327 درجه سپهبدی را به رزم ارا اعطا کرد و نام او به عنوان چهارمین نفری که صاحب این مقام شد در تاریخ ارتش ایران به ثبت رسید. اما اینها هدف علی رزم آرا برای نخست وزیری را برآورده نمی‌کرد از این رو در انتخابات دوره شانزدهم تصمیم به مداخله گرفت. اما سرلشکر زاهدی که رقیب دیرینه او بود در سمت ریاست شهربانی اجازه مداخله در صندوق های تهران را نداد. این عوامل باعث شد در تیرماه 1329 که فرمان نخست وزیری از سوی دربار به رزم آرا اعطا شد، با مجلسی روبرو باشد که چندان با او همراه نبود.[نیازمند منبع]

[] نخست وزیری

رزم‌آرا در ۵ تیر ۱۳۲۹ به نخست‌وزیری منصوب شد.

رزم‌آرا قصد داشت قرارداد الحاقی نفت (معروف به قرارداد گس-گلشائیان) را درمجلس به تصویب برساند، اما مخالفت جدّی و گسترده جبهه ملی به وی اجازه این کار را نداد که این امر موجب شد که او در ۵ دی ۱۳۲۹ لایحه قرارداد الحاقی را از مجلس پس بگیرد.

[] ملی شدن نفت

اندیشه ملی شدن نفت درمیان مردم گسترش یافته بود و رزم‌آرا توان مقابله با آن را نداشت. معذلک روز معرفی هیات وزیران به شاه و مجلسین، شش وزارتخانه دولت او وزیر نداشت و کابینه نیم بند بدون وزیر امور خارجه، راه، پست و تلگراف، کار و دارایی تصویب شد. در مجلس سنا دکتر متین دفتری، سیدمحمد تدین، سرلشکر زاهدی، عدل الملک دادگر، دکتر حسابی و عبدالحسین نیکپور هیچگاه از مخالفت با رزم ارا دست بر نداشتند. در مجلس ملی نیز فراکسیون هشت نفری جبهه ملی به زعامت دکتر مصدق با او از در جنگ برآمدند. از این رو صدارت رزم آرا با جنجال نفت همراه شد و او ناگزیر شد لایحه گس- گلشائیان که دولت ساعد به مجلس داده بود را پس بگیرد. کابینه او چند بار مورد استیضاح قرار گرفت و نهایتا با توهین هایی که او درباره عدم توانایی ملت ایران در اداره صنعت نفت ایران داشت، همگان رزم آرا را بزرگترین مانع بر سر ملی شدن نفت شناختند.[نیازمند منبع]

[] ترور

صبح ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ او برای شرکت در مجلس ترحیم آیت‌الله فیض وارد صحن مسجد سلطانی شد. خلیل طهماسبی، از اعضای فدائیان اسلام، به رزم‌آرا تیراندازی کرد و او در دم کشته شد. فدائیان اسلام تصمیم گرفتند روز 16 اسفند قبل از ظهر درحالی که علی رزم آرا برای شرکت در مجلس ختم آیت الله فیض به مسجد شاه می‌رود، او را ترور انقلابی کنند. گلوله علی طهماسبی در حیات مسجد بر سینه او نشست و در دم جان سپرد درحالیکه ضارب او نیز هرگز مجازات نشد. در سال 1331 هنگامی که جبهه ملی در مجلس در اوج قدرت بود، به وسیله نمایندگان طرحی تهیه و تصویب شد که خلیل طهماسبی را از زندان آزاد می‌کرد. این ماده واحده تاکید داشت : چون خیانت علی رزم ارا و حمایت او از اجانب بر ملت ایران ثابت است، بر فرض اینکه قاتل او خلیل طهماسبی باشد، از طرف مردم ایران بیگناه شناخته شده و تبرئه می‌شود. قتل رزم‌آرا عملاً به روند ملی شدن صنعت نفت ایران سرعت بخشید و کم‌تر از دو هفته پس از این حادثه، لایحه ملی شدن نفت در پایان سال ۱۳۲۹ در مجلس تصویب شد.

[] تالیفات

دوره کتاب‌هائی با عنوان "جغرافیای نظامی ایران" به نام اوست. چند مقاله و نوشتار بلند هم درباره بلوچستان انگلیس، ترکستان شوروی، قفقازیه، ترکیه، افغانستان و عربستان به صورت جزوه و کتاب کوچک منتشر کرده‌است.

از رزم‌آرا ۵ فرزند به نام‌های نوذر، هرمز، سیمین، کامبیز و پرویز باقی ماند. برادر دیگر او سرتیپ حسینعلی رزم‌آرا رئیس دایره جغرافیایی ارتش بود. آرامگاه رزم‌آرا در باغ طوطی در حضرت عبدالعظیم است.

[] جستارهای وابسته

[ویرایش] منابع

عبدالحسین آذرنگ، سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، بخارا

[نهفتن]

ن . ب . و

نخست‌وزیران محمدرضا شاه پهلوی  

/ 0 نظر / 19 بازدید