بیرانوندها
به وب سایت بیرانوندهاخوش آمدید
آرشیو وبلاگ

فرشته بیرانوند از جمله زنان ایرانی است که با اتکاء به توانمندی زنان جامعه ، شغل رانندگی تریلی را انتخاب کرده است.

این بانوی لرستانی علاقه و اشتیاق به رانندگی خودرو سنگین راازعلل گرایش به این شغل دانست و گفت ابتدا با مخالفت خانواده ام مواجه شدم ، اما پس از پی بردن به تواناییهایم با ادامه رانندگی من موافقت کردند.

خانم بیرانوند که اکنون دانشجوی رشته علوم حدیث قرآنی است ، قاری قرآن و مداح اهل بیت نیز هست ودرسال80 هم موفق به اخذ گواهینامه پایه یکم رانندگی شده است .

این زن راننده با مکانیک خودرو سنگین آشنایی کامل دارد و در سفرهایش به بندر امام و مناطق دیگر ، یکی از اعضای خانواده اش او را همراهی می کنند .

وی نمایاندن توانمندیهای زنان را از اصلی ترین پیامهای خود دراین زمینه برشمرد و از زنان خواست با شجاعت در بروز تواناییهای خود کوشا باشند .

 

رقابت 41 سوار کار در ساوه به پایان رسید
پایان مسابقات سوارکاری زنان و مردان روستایی

خبرگزاری فارس: اولین دوره رقابت‌های سوارکاری زنان و مردان روستایی و عشایری در شهرستان ساوه با شرکت 41 شرکت کننده مرد و زن برگزار شد.


به گزارش خبرگزاری فارس و به نقل از روابط عمومی این فدراسیون، این مسابقات با حضور غلامرضا جعفری رئیس فدراسیون، فرهاد نیکوخصال دبیر فدراسیون، دباغ نایب رئیس بانوان فدراسیون، پارسا مدیریت توسعه ورزش همگانی سازمان تربیت بدنی، رئیس تربیت بدنی شهرستان ساوه و بخشدار ساوه برگزار شد.
این مسابقات همانطور که از قبل برنامه‌ریزی شده بود، در شش کورس (5 کورس آقایان و یک کورس بانوان) برگزار و در پایان به نفرات اول تا سوم به ترتیب مبلغ 3 میلیون ریال، 2 میلیون ریال و یک میلیون ریال جوایز نقدی، حکم و مدال قهرمانی اهداء شد.
نفرات اول تا سوم هر کورس به شرح زیر است:
کورس اول: قیوم ایری (گلستان)، محمدتقی سعادتی (قم) و بهروز تمیزی (مرکزی)
کورس دوم: هادی ابوترابی( همدان)، سعید بزن بیرانوند (لرستان) و حمید مسعودی (مرکزی)
کورس سوم: علی مرادی‌نژاد (لرستان)، وحید نجفی (مرکزی) و امین بزن بیرانوند( لرستان)
کورس چهارم بانوان: گلناز مرادی فرد (لرستان)، الهام شکوری (تهران) و مریم سرتیپ‌نیا نورعلی (لرستان)
کورس پنجم: ابوطالب ملک شاهی (لرستان)، سعید محمدیان (مرکزی) و علی بیاض آبادی (مرکزی)
کورس ششم: مرتضی افشین (مازندران)، سعید محمدیان (مرکزی) و سیدمنصور موسوی (مرکزی)

/ مطالبات زنان لرستانی را جدی

بگیریم


    در حال حاضر نیمی از جمعیت یک میلیون و ۷۵۰ هزار نفری استان لرستان را زنان تشکیل می دهند. براساس آخرین آمار موجود، نرخ بیکاری زنان در این استان ۵۱‎/۶ درصد است. این در حالی است که بیش از ۶۰ درصد کل سهمیه دانشگاه های استان را زنان تشکیل می دهند و این امر نشانه پویایی، رشد و بالندگی این قشر در جامعه است.
    با این حال، زنان لرستانی خواستار توجه و رسیدگی مسؤولان و دست اندرکاران به مسائل و مشکلات آنان هستند. آنان می گویند، مسؤولان باید رعایت عدالت جنسیتی و رفع تبعیض نسبت به زنان را که موجب بروز مشکلات عدیده ای برای این قشر شده در اولویت برنامه های خود قرار دهند. به اعتقاد آنان، در شرایطی که کشور با بحران های اجتماعی فراوانی مواجه است، شکستن تبعیض های موجود و فراهم آوردن بسترهای مناسب، می تواند به حضور زنان در صحنه های مختلف و بروز خلاقیت های آنان کمک کند.
    یکی از زنان کارشناس مسائل اجتماعی لرستان گفت: به رغم وجود استعدادها و توانمندی های سرشار زنان این استان، متأسفانه این قشر محرومیت های فراوانی را به طور مضاعف تحمل می کنند. «فریبا عابدینی» افزود: زنان لرستانی در مقایسه با زنان دیگر استان هامحرومیت های بیشتری دارند و همواره با کمبودهای فراوانی مواجه هستند. وی نبودن فرصت های شغلی متناسب با تحصیل دانش آموختگان زن، نبودن مهارت های اجتماعی مناسب، نبودن سرمایه های کافی در دست زنان و رویکرد جنسیتی در میان مردان استان را از جمله مهمترین مشکلات زنان لرستان ذکر کرد.
    مدیرکانون فرهنگی اجتماعی زنان لرستان نیز در این زمینه می گوید: متأسفانه در استان لرستان فرصت های شغلی کمتری به زنان اختصاص داده شده است. «فروزان رشیدی» افزود:از دولتمردان نظام انتظار داریم شرایط و بسترهای لازم را برای حضورجدی زنان در عرصه های مختلف مدیریتی کشور فراهم سازند.
    یکی از زنان بیکار دانش آموخته رشته فلسفه در این باره گفت: با گذشت بیش از دو سال از اتمام دوره تحصیلی هنوز موفق به یافتن شغل مناسبی برای خود نشده است. «لیلا دارابی» افزود: زنان در جوامع بشری همپای مردان و گاهی نیز فراتر ازآنان در عرصه های مختلف اجتماعی حضور دارند اما زنان لرستان متأسفانه به علت وجود مشکلات فراوان در سر راه خود هنوز فرصت ارائه توانمندی های خود را به دست نیاورده اند. وی خواستار ایجاد بسترهای مناسب اشتغالزایی برای زنان شد تا زمینه حضور هر چه بیشتر آنان بویژه قشر تحصیلکرده در انجام فعالیت های اجتماعی فراهم شود.
    یکی از بانوان ورزشکار رشته جودو با اشاره به مشکلات ورزشکاران زن در این استان گفت: اغلب زنان لرستانی نسبت به کمبود امکانات و اماکن ورزشی ویژه زنان در این استان انتقاد داشته و خواستار تلاش مضاعف مسؤولان ذیربط برای رفع این کمبودها هستند. «مریم کمالوند» افزود: به رغم وجود استعدادهای ورزشی در بین بانوان لرستانی و علاقه مندی آنان به انجام فعالیت های ورزشی متأسفانه به دلیل نبودن امکانات مناسب، ورزش بانوان در لرستان رشد چندانی نکرده است.
    سرمربی تیم کیک بوکسینگ لرستانی نیز با انتقاد از کمبود امکانات ورزشی ویژه بانوان افزود: علی رغم علاقه فراوان برخی از زنان این استان به رشته های مختلف ورزشی، کمبود امکانات و اماکن ورزشی باعث شده تا زنان نتوانند توانایی های خود را بروز دهند. «لیلا آقایی» افزود: ورزشکاران این رشته همواره با کمبود وسایل و امکانات رشته ورزشی خود روبرو هستند به طوری که در زمان انجام مسابقات ناچار به قرض گرفتن این وسایل از استان های همجوار هستند.
    یکی دیگر از بانوان ورزشکار لرستانی نیز گفت: کمبود امکانات ورزشی، عدم حمایت از قهرمانان و عدم تقویت روحیه علاقه مندان به ورزش زنان توسط مسؤولان در هدر رفتن خلاقیت های ورزشی بانوان استان نقش داشته است. «سمیرا شاهرخی» افزود: انتظار داریم توجه ویژه ای به استان های محرومی چون لرستان شود وبا تخصیص اعتبارات لازم زمینه ساخت سالن های چندمنظوره ویژه زنان در این استان فراهم شود.
    «سمیه صادقی» دیگر بانوی لرستانی گفت: متأسفانه در بسیاری از زمینه ها هنوز نگرش و نوع برخورد برخی مردان با زنان حاکی از نگاه جنسیتی و مردسالارانه است و این مشکل باعث عدم خودباوری و اعتماد به نفس زنان برای انجام و حضور در برخی عرصه های اجتماعی شده است.
    یکی از بانوان کارمند لرستانی نیز گفت: متأسفانه بیشتر زنان جامعه هنوز به نفش مؤثر خود در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی باور و اعتماد کافی نداشته و این امر باعث بروز مشکلات زیادی برای آنان شده است. «سهیلا بیرانوند» تغییر برخی قوانین، ایجاد تسهیلات رفاهی و تفریحی ویژه زنان، تغییر فضای فرهنگی، اجتماعی و بهره مندی از توان علمی ومدیریتی زنان در عرصه های تصمیم گیری و در نهایت ترویج ادبیات نگرش جنسیتی در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها را از جمله راهکارهای ایجاد انگیزه و خودباوری زنان در روند پیشرفت و توسعه جامعه عنوان کرد.
    یک خانم پلدختری نیز گفت: از مسؤولان می خواهیم با پیگیری مطالبات همه قشرهای جامعه بویژه زنان سعی در رفع کمبودها و نارسایی های گذشته داشته باشند. وی افزود: زنان لرستانی از کمبودهای فراوانی رنج می برند و از مسؤولان توقع دارند در زمینه رفع مشکلات معیشتی، از بین بردن شکاف طبقاتی و تقسیم عادلانه ثروت و امکانات دولت در همه مناطق بویژه مناطق محروم عنایت خاصی داشته باشند.

 

تاریخچه و متن اصلی ترانه لری دایه دایه

همانطور که قبلا در متن ترانه لری دایه دایه ( مطلب شماره ۸۱ در بخش متن ترانه های لری ) نیز اشاره نمودم ، دایه دایه مشهور ترین ترانه لری است که در مقام « سه پا » خوانده و اجرا می گردد.

کلمه «دایه» در لری میان کوه و بالاگریوه (بخش وسیعی از میان کوه لرستان که شامل ایل های میر ، پاپی و دریکوند می باشند شامل طوایفی چون : بهاروند، کرد علی وند ، نجف وند ، کریف وند ، زینی وند، شلووند جودکی و ساکی اند) به معنی « مادر » می باشد و چون سر بیت و برگشت و ترجیع این ترانه حماسی با این نام است لذا در لرستان این مقام موسیقی نیز به نام « مقام حماسی دایه دایه » مشهور شده است .

در جنگ اول جهانی (سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ میلادی یا ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ خورشیدی) که روسها بعنوان متحد انگلیس وارد ایران شده بودند ، در منطقه لرستان تا بروجرد و بخش هایی از غرب کشورمان پیش آمدند . گفته می شود روزی یکی از افسران روسی در بروجرد به یکی از زنان رهگذر که از کوچه ای گذر می کرده ، قصد بی حرمتی داشته است که اهالی لر شهر به دفاع از زن همشهری خود برخاسته و مانع از اجرای این عمل شنیع می شوند . پخش این خبر در لرستان در بین سران ایل ها و طوایف پیش کوه و پشت کوه سبب تحریک افکار عمومی الوار جهت هم پیمانی با یکدیگر با هدف بیرون راندن روسها از منطقه لرستان می شود و لرها موفق می شوند در نبرد و درگیری های مختلف قوای روسیه را تا قزوین مجبور به عقب نشینی نمایند. در درگیری مردم لرستان با روسها طوایفی از بیرانوند ، بالا گریوه و سگوند حضور فعال داشته اند .

در بخشی از ترانه دایه دایه ، آنجا که می گوید « نازی تو سی بکو جومه ورته » منظور از نازی خانم نازی بیرانوند مادر فاضل اسد خان از زنان متهور لرستان است که هر دو فرزندش از مردان شجاع منطقه بوده اند . برخی نیز منظور از نازی خانم را منتسب به دختر حاج عالی خان سگوند و همسر علی مردان فیلی می دانند و معتقدند ترجیع بند « دایه دایه وقت جنگه » از دهه ۴۰ به بعد به جای این بیت بکار رفته است که « علی مه خون علی مه خون ا خدا مردم دی زندون » و منظور از «مه خو» همان محمد خان فیلی فرزند علی مردان خان والی بوده که جهت جنگ و نبرد و آوردن غنایم به بدرآویی در خاک ایلام می رود و در آنجا اختلاف و درگیری با همراهانش که از بستگانش بودند منجر به قتل محمد خان فیلی فرزند علی مردان خان والی می گردد .

در منطقه ازنا لرستان به ترانه دایه دایه ابیات زیر را نیز افزوده اند که :

عروس و ناز بیا منجول و بازی

قیتل بوه سی بپوشید سی کر نازی

هرچن دم قن و چای سی روز تنگی

درویش خدانشناس نون تفنگی

نمنه شنگ دو قطار تیر د تفنگم

دسم شل و چشم کور وا تیرکه که ونم

نازی تو سی بکو جومه ورته

گیر کرده دو کوهسو شیر نرته

اسب عروس با ناز و منجول با بازی بیا

خانواده پدر خان سیاه بپوشید برای پسر نازی

اگرچه قندو چای ام را برای کمک بخشیدم

اما درویش خدانشناس گلوله ای هم شلیک نکرد

نه گلوله در قطار و نه تیر در تفنگ نمانده

دستم شل و چشمم کور با این شلیکم

نازی لباس مشکی تو تنت کن

که شیر نرت در کوهستان گیر افتاده است

 

عروس و منجول = نام دو نژاد برتر اسب در لرستان است که گفته می شود محمد خان فیلی نیز در اختیار داشته است . در لرستان رسم بر آن بوده که اسبان متوفی و خانواده او را در گذشته بصورت کتل (kotal) سیاه پوش می کرده و تفنگ و زین را نیز واژگون می نهادند . این رسم از آداب و سنن بسیار کهن ایرانیان است .

قیتل (ghytal) = به مجموعه خانواده و کارگزار وابسته به خان یا بزرگ ایل گفته می شود.

 

 

در هر صورت تصنیف دایه دایه از زبان پسر نازی خانم برای مادرش خوانده می شود . ضرب آهنگ ۸/۶ است و سر بیت یا ترجیع بند ترانه تکراری است و اشاره به دو نفر از رزم آوران لر است . طی سالیان گذشته علاوه بر تغییر سربیت این تصنیف ، پیش از اجرای مقام ضربی دایه دایه و یا در فاصله هر دو بیت در وصف جنگ ، یک یا دو بیت از منظومه خسرو شیرین نظامی را نیز در مقامی به همین نام می خوانند و سپس آهنگ ضربی ادامه می یابد . لذا تصنیف دایه دایه امروزی از تلفیق زیبای دو مضمون عاشقانه های نظامی و ترانه ضربی حماسی شکل گرفته است متن زیر تصنیف تغییر یافته ترانه دایه دایه است که همین متن نیز پس از انقلاب مجددا به متن دیگری تغییر یافت که شرح آن پیشتر در مطلب شماره ۸۱ در بخش متن ترانه های لری حضورتان تقدیم شده بود :

متن لری

ترجمه

حیف خوم سی بیرنون د عهد مردو

د وروگرد چول می کرد تا تخت تهرون

لرسّو و کردسون و بختیاری

بیرانون تفنگ ونه سکون سواری

هم یدالله شیر جنگی هم نصرالله خان رنگی

چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو

دایه دایه وقت جنگه

تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)

یدالله گوت نصرالله شونکنی کی

ورم رو، پشتم کمر جا جنگو نی

یدالله گوت ملتی کی هی وگیره

تو و توپت جنگ کنی مه وی سه تیره

دایه دایه وقت جنگه

تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)

آساره د آسمو و ماهی د آووه

مردان خان بیرانون منی قصووه

یدالله و نصرالله دو باز بالدار

دووه سن سی تفنگیا تا پاپی خالدار

د قلا کرده و در شمشیر و دسش

چی طلا برق می زنه لغم اسبش

بیرانوند و باجلاوند بالاگریوه

سی هزار سوار دارن سی هر چه دیوه

هم یدالله شیر جنگی همه نصرالله خان رنگی

چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو

 

حیف من برای بیرانوند که در زمان خان مردان

بیرون میراند دشمن را از بروجرد تا به تهران

لرستان و کردستان و بختیاری

بیرانوند ها شلیک می کردند وسگوندها سواری

هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین

چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان

مادر مادر وقت جنگه

تفنگ بالای سرم پر از فشنگه

یدالله گفت ،نصرالله شانه ات را کوتاه نکنید

روبروم رودخانه و پشتم کوه نمیشه جنگید

یدالله گفت ای مردم گوش کنید چی میگم

دشمن با توپ می جنگه و من با این سه تیرم

مادر مادر وقت جنگه

اسلحه بالای سرم پر از فشنگه

ستاره تو آسمون و ماهی تو آبه

مردان خان بیرانوند انگار قصابه

یدالله و نصرالله چون دو باز بالدار

دویدند برای تفنگ ها تا پاپی خالدار

از قلعه بیرون اومد شمشیر به دستش

چون طلا برق می زنه لگام اسبش

ایل بیرانوند و باجلاوند و بالاگریوه

سی هزار سوار دارند برای هر چی دیوه

هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین

چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان

 

وروگرد = بروجرد

خوم = خودم

چول = بیابان خالی از سکنه

مین = بین

مردو = مردان خان رییس طایفه

ورم = جلوم

آساره = ستاره

میدو = میدان

سکون (سگون) = سگوند

قصوو = قصاب

گی وگیره = نوبت به بویت

منی = انگاری

بیرنون ، بیرانون = ایل بیرانوند

دووه سن = دویدند

پاپی خالدار= نام منطقه ای در خرم آباد

لغم = لگام

سگوند= نام طایفه بزرگی در لرستان که بدو قسمت سگون رحیم خانی و سگون عالی خانی تقسیم شده اند . قسمت اول آن در منطقه جنوب شرقی لرستان و قسمتی از خوزستان که لرنشین اند ساکن و قسمت دوم نیز در منطقه شمال شرقی خرم آباد در بخش زاغه سکونت دارند.

بیرانوند= بنوشته لرد کرزن و دکتر کلیم فوریه (سفرنامه سه سال در دربار ایران ص ۳۷۴) از جمله قوی ترین و پر جمعیت ترین قبایل لر ایران می باشند که طی دو قرن گذشته نقشی مهم و رلی اساسی در تحولات منطقه لرستان داشته اند . در زمان نادر شاه افشار که نزدیک به ۵۰۰۰ نفر از بیرانوند ها در حوالی قزوین ، اهواز و ورامین کوچانده شده بودند توسط وی به شیراز منتقل شدند ولی بعد از مرگ نادر شاه بسیاری از آنان به لرستان باز گشتند .هانری فیلد تعداد انان را به نقل از رابینو ۲۵ هزار نفر ذکر کرده که هزار خانوار انان را ساکن بخش الشتر و خاوه می داند . ژان دمرگان بیراوند ها را ، مردمی زیبا ، چهارشانه ، سبزه و قهوه ای با ران های کشیده ، موهای سیاه ، دماغ عقابی و شبیه به کردها با روحیه ای عجیب و بی اعتنا به خطرات احتمالی توصیف نموده است .

بزرگان بیرانوند معتقدند جدشان بنام بیران به همراه فردی بنام باجلان که هر دو دارای روحیه سلحشوری و شجاعت بوده اند زمانی متولی بقعه بابای بزرگ در دلفان بوده که با هجوم ترکان آسیای صغیر به ایران ، به ارتش ایران می پیوندند . بیران در صف پیاده و باجلان در صف سواره بدلیل بروز رشادت های بسیار بوسیله فرمانده شان به شاه معرفی و شاه نیز به نشان تقدیر مزارعی در محدوده دشت سیلاخور (مابین بروجرد تا دورود) به انها اعطا می نماید . بیران و باجلان با نقل مکان از دلفان به دلکان و آبسرده منطقه، ایل بیرانوند و باجولوند (باجلاوند) را ایجاد می نمایند .

بیران صاحب دو پسر بنام آلانیان و دشانیان می شود ، آلانیان به نوبه خود دوپسر داشته که از فرزندان اسد (که تیره های کر ، مهراب ، زید علی و بارانی از این نسل اند) ایل بیرانوند شروع به تکثر تیره های مختلف می نمایند . از اولاد «کر» پسر اسد پنج پسر بجای می ماند که بنام همین ۵ پسر پنج تیره بیرانوند شکل می گیرد (سیاه ، کلات ، ایمانقلی ، یاسم ، حوزعلی) . از «مهراب »پسر دیگر اسد نیز ۶ پسر بجای می ماند (صفر ، چرمان ، کوسه ، میخک ، زنجنیل ، دارجین ) .

تا زمان کریم خان زند خوانین بیرانوند از تیره « کر» انتخاب می شدند . اجداد خوانین کنونی بیرانوند که به خوانین میرزامی یا میرزااحمدی معروف بودند در زمان کریم خان قدرت و شوکت بسیاری داشته اند . میرزا احمد از اولاد شمس الدین به دامادی کریم خان زند می رسد و اولین فرد بیرانوند است که به لقب خانی مفتخر می گردد. خلاصه کلام انکه خوانین و روسای ایل بیرانوند در زمان کریم خان به بعد به ۶ خاندان بزرگ زیر در لرستان تقسیم شده اند:

۱- بیرانوند های عزیزخانی (عمدتا به سپاهی گری روی می آورند و صاحب منصب می شوند همچون احمد خان شجاعی)

۲- خوانین مرادی ( به ریاست مرحوم سلطان مراد مرادی )

۳- خوانین زینبی (که تا سال ۱۳۰۲ بر بخش هایی از لرستان حکومت می کردند و علی مردان خان ، شیخ علی خان امیر عشایر ، امیر همایون از این تیره اند )

۴- خوانین معروف به خانم بی بی از اولاد حیدر خان برادر اسد خان

۵- خوانین بانو (که تسمیه نامشان بواسطه مادرشان و از نسل حسین علی خان ساکن در هرو می باشند) و بالاخره

۶- خوانین علی محمد خانی ( که از نسل زین العابدین بوده و در سال ۱۳۰۲ بدلایلی نام خود را از بیرانوند به سپهوند تغییر می دهند ).

به ارث گذاردن روحیه و ژن دلیری ، جنگ جویی و شجاعت بیران در بین ایل و طوایف مختلف بیرانوند سبب درگیری بلامنازع تیره های مختلف این ایل در دوران های پس از تشکیل با حکام زورگو و جابر ایران بوده است ، بگونه ای که جمع کثیری از سران این ایل بدنبال درگیری با قشون سپهبد امیر احمدی، که از سوی رضا شاه برای سرکوب عشایر اعزام شده بود به چوبه های دار در بروجرد و خرم آباد (منطقه محسن آباد آن زمان که اکنون به شمشیرآباد مشهور است ) و دیگر مناطق لرستان کشیده و کشته شدند.


    

 

اهورا قربانی
ایران سرزمین من (من ای کهن بوم و بر ای ایران دوستت دارم )
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :


ترجمه وب به 36 زبان زنده دنیا

آمارگیروب
هدایت به بالا آمارگیرالکسا

ترجمه آنلاین تاریخ وزمان  قرآن
مشاهده و دریافت کد
معرفی به دوستان اشتراک گزاری این صفحه را به اشتراک بگذارید خبر خبر
پخش آهنگ پشتیبانی آپلود عکس Page Rank بیرانوندها n3dyhe0szw1bwdhgyz.gif

300books

سخنان کورش دانستنیها تلویزیون آنلاین خوشنویسی خطاطي نستعليق آنلاين http://upload.tehran98.com/img1/cv1xn7y2jin4dzez7ua9.png hno6k419nlki7ndnrbi.png خلاصه امار سایت
بازدید امروز
: 225629
بازدید دیروز: 391861
افراد آنلاین: 620
بازدید کل: 25826713
« نمایش آمار کامل »